تبلیغات

كد تعیین وضعیت یاهو

سمبل عشق - قفس






















سمبل عشق

در نگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد...!

                                          به نام خدا

قفس

 

 

آی ای مردم بی رحم ، راز قفس تنگ برایم رو شد

 

مرغکی تنها بود در میان میله های قفسی پولادین

 

سینه اش مالا مال لبریز از غم عشق

 

بی  رمق نشسته بود

 

گاه می زد فریاد که ای مردم بی احساس

 

من در اینجا تنهایم، یار من کو که نمانم تنها...؟

 

عشق پوسید دگر در دل من

 

من در این کنج قفس از برای دل خود نیز

 

قفسی ساخته ام...

 

تا که شاید روزی بتوانم

 

در آغوش بگیرم عشقی که به آن دل بستم

 

و به دامان نوازش پر و بالش گیرم

 

عشق را زنده کنم و در کنارش میرم

 

آری ای مردم بی رحم راز قفس این بود

 

و به مرگ مادرم مردم، قسم، مرغک خسته ی من عاشق بود

 

ولی افسوس که دگر مرغک خسته ی من جان داده

 

چشم در راه بود و ،دست بر سوی رخ دلدارش

 

آری ای مردم بی رحم : مرغک خسته ی من عاشق بود... saeid.regen (باران)

 


نوشته شده در چهارشنبه 16 دی 1388 ساعت 03:07 ب.ظ توسط saeid Taghipour نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت